تبليغاتX
bia2bekhand
صفحه اول سايت آرشيو مطالب ارسال پست الکترونيک
  » امروز ،

درباره وبلاگ



لينک دوستان


آمار




تبليغات


طراح


تبليغات

محل تبليغ شما
محل تبليغ شما
تيم طراحان حرفه اي قالب وبلاگ




جوک های سری 1

اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند، و کلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خيابان مي برد. ولي اگر کلاه کوچکي بر سرش بگذارد و کت و دامن خياط دوز تن کند شوهرش با کمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني که لباس رنگ شاد پوشيده و کلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود.
"بالتيمور بيکن"


تهرانيه تو حج، پرده کعبه رو گرفته بود مي گفت: خدايا توبه... ديگه براي حيف نون جوک نمي سازم! يه دفعه حيف نون زد رو شونش گفت: داداش قبله از کدوم طرفه؟ تهرانيه داد ميزنه: خدايا! خاطره که مي تونم تعريف کنم؟


ميگن توي اصفهان همه كانديداها براي اينكه صرفه جويي كنن پوستر تبليغاتي چاپ نكرده بودن هر روز از يه درختي آويزون مي شدن!


يه زنه در آشپز خانه مارمولك ميبينه، سريع حشره كش ور ميداره مي زنه بهش. مارمولك ميگه خاله! خاله! زير بغلم هم بزن!


دانشمندان اخیرا چیزی را کشف کردند که قادر است کار پنچ زن را انجام دهد: یک مرد!


اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه بچشون مرفين ميشه
اگه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه بچشون جوك ميشه
اگه يه قو بايه قناري ازدواج كنه بچشون قوري ميشه
وبالاخره... اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسي كنه بچشون پرتاب ميشه .


از حيف نون مي پرسند: چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن؟ ميگه: آخه پياده خيلي راهه!


به حيف نون میگن با اداره جمله بساز. میگه: ا.....داره بارون میاد!



از حيف نون می پرسن سفرحج چطوربود؟ میگه خیلی سنگ به سر و صورتم خورد ولی بالاخره بوسیدمش.


از حيف نون می پرسن مي دوني سزارين يعني چي؟ مي گه يعني بچه به شرط چاقو!


به آقاي خوش غيرت مي گن: چند روزه مي بينيم زنت با يه پيكان مي ره بيرون شهر. مي گه: من نمي دونم مردم اين همه بنزيِن رو از كجا ميارن؟!


جوک های اصفهانی

يه روز يه اصفهانيه داشته روي خودش آب يخ مي ريخته. يكي مي بيندش و ازش مي پرسه چرا همچين كاري مي كني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. يارو ميگه چرا؟ ميگه آخه يه پني سيلين تو خونه دارم داره تاريخ مصرفش مي گذره!

يه روز يه اصفهانی بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت

اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده

یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده. بچه تهرونی ها برای اینکه اذیتش کنن، توی غذاش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفته. بعد از چند روز تهرانیها تصميم مي گيرند که باهاش دوست بشن و ديگه اذيتش نكنن. بعد از اينكه به خاطر كارشون ازش عذرخواهي مي كنند، اصفهانیه میگه من هم از فردا نمی شاشم توی سماور!

 


| + | نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/14ساعت 10 | نوشته شده توسط محسن |

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

گالری بریتنی اسپرس
یانگوم ××یانگوم
آف ها.... بهترین اس ام اس ها.... بـــــهــــــترین ها!
اس ام اس باحال 2
دختر ایرونی 2
دختر ایرونی 1
اس ام اس های روزانه Funny SMS Of The Day
جوک های خفن




لينک باکس



TEMPLATE BY www.PARSTHEME.com AND www.BLOG-DESIGN.blogfa.com DESIGN BY AMIR HOSEYN RAHABRI

منبع کدهای موزیک وبلاگ